الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
275
تفسير تطبيقى (فارسى)
عده زيادى از آنها امر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در مورد جهاد اجابت كردند و به جبهه جنگ رفتند ، بلكه اين شيوه قرآن است كه در بسيارى از موارد خطاب را به صورت عام مىآورد و بعد عدهاى را خارج مىكند . ثالثا : اگر بر فرض مذمّت در آيه شامل همه مسلمانان شود ، قطعا ابو بكر را نيز در بر خواهد گرفت ؛ زيرا مذمّت در اين آيه مربوط به زمانى است كه پيامبر و مسلمانان در مدينه به سر مىبردند امّا جريان غار مربوط به زمان هجرت پيامبر است ، بنابراين مذمت مسلما شامل ابو بكر نيز مىشود . « 1 » حديث دوم : اين حديث هم از جهت سند و هم از جهت متن مخدوش است ، امّا از جهت سند چنانچه برخى از بزرگان اهل سنت تصريح نمودهاند اين حديث از موضوعات است . ابن ابى الحديد مىگويد : « إن البكرية وضعوا هذا الحديث في مقابلة حديث الإخاء » ؛ اين حديث را بكرية در مقابل حديث إخاء ( كه در آن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را برادر خويش خواند ) جعل كردهاند . « 2 » از جهت متن نيز مبتلا به اشكالاتى است كه عبارتند از : الف ) از مفاد اين روايت برداشت مىشود كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هيچكس را به عنوان دوست برنگزيدهاند ، در حالى كه به تصريح روايات بىشمارى ( مانند روايت طير ، راية ، إخاء ، غدير و . . . ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را دوست و يار و ياور خويش خوانده است . ب ) اين روايت با روايات ديگرى كه اهل سنت نقل كردهاند معارض است ، در آن روايات پيامبر افرادى مانند سعد بن معاذ و عثمان را دوست خويش معرفى كرده است ، از آن جمله اين دو روايت است : يك : عن أبى هريرة عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « إنّ لكل نبي خليلا من أمته و إنّ خليلي عثمان » ؛ « هر پيامبرى از امت خويش دوستى را برمىگزيند و من عثمان را براى دوستى برگزيدم » . « 3 »
--> ( 1 ) . ر . ك : الميزان ، ج 9 ، ص 294 - 296 . ( 2 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغة ، ج 11 ، ص 49 ( 3 ) . الغدير ، ج 5 ، ص 497